X
تبلیغات
رایتل

دیشب کم کم بصورت تقریبی علت استرس نامشخصم مشخص میشد..



شرلی با داماد بحث کردن...

نصف خریدهایی که کرده بودم مشتریم پولشو خاست!(هنوز نبرده بودم.گفت:مشکل مالی بدی بوجود اومده و همین مقدار پول خیلی کمک کننده است براش!)

دوست سیمکارتش مشکل دار شده..

پسر احتمالا یک هفته کامل نباشه..

وسط خاستگاری یکی سوسه اومده..

انتظاری که همکار ازم داره..

.

.

.

.

.

چندمورد دیگه شدیدتر که نمیخام اینجا بگم...

تا صبح بیشتر از ۲۰بار بیدار شدم و نشستم روی تخت و باز خابیدم..صبح هم با استرس بیدار شدم وسعی کردم بخابم..مامان اومدن بیدارم کنن که گفتم بغلم کنین..ساعت ۹بود..


بغلشون چسبیدم و تا ساعت ۱۲خوابیدم...دو سه بار بیدار شدم ولی ارومتر شدم..


خدا همه اغوشهای مادرهارو حفظ بکنه.



تاریخ : پنج‌شنبه 9 آذر 1396 | 13:31 | چاپ | نویسنده: ne_ll | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.