X
تبلیغات
رایتل

خواب میدیدم:

یونی اصفهان قبول شدم...اونجا نشسته بودیم من و مامان داخل ماشین و بابا رفته بودن ثبت نام من!!!

ی اقایی اومد.صندلی‌راننده که خوابیده بود تنظیک کرد و فرمون و پدالهای گاز و ترمز چرخوند!!!!!

و نشستیم من میخاستم رانندگی کنم و ماشین جابجا کنم که بشدت افتادیم توی سرازیری و با سرعت تند و سریع میرفتیم توی یک جاده تقریبا خشک..اونوسط برخورد میکردم..اونوسط خلاف جهت میرفتم...

تا اینکه پامو چرخوندم و گذاشتم روی ترمز!

برگشتم بهش توپیدم که چرا ترمز و گاز چرخوندی؟فرمونو کج کردی؟


فهمیدیم اقا دزد بوده و این شگردش بوده ولی ما قسر در رفتیم!!



حالا دیگه چطوری چرخونده؟؟؟ خوابه...توی خواب همه چی ممکنه:-))


بعد برگشتیم پیش بابا و کلی با بابا دعوا کردم که چقدر دیر اومدین و ما اینطوری شده و.. .



شر-لی قرار بود بیاد خونه امون و وقتی اومد هیچ کاری نمیکرد که بهش میگفتم پاشو کمک کن..مامان و بابا گناه دارن برای تو اشپزی میکنن.


خواب دیدم پسر محل کارش هست و یک تایمی موفق نیست و سربزنگاه موفق میشه و اسمش بزرگ میشه و من خوشحالم.




خواب دیدم...

بقیه خوابم بصورت گنگ توی ذهنمه.نمیتونم بنویسم...




فقط میدونم تمام این خوابهام تحت تاثیر دو عامل بود:

۱-درگیری روزمره که به اینها فکر کرده بودم.

(پسر ماشالله چندتا کانال کاری داشت.منم عضو شده بودم.یکی دوتا رو لفت داده بودم.چندتا اون انتها مونده بود و دیروز توی اونها پیام اومد و دیدم و یادش افتادم که پیامک داده بود و حلالیت میخاست و جوابی ندادم)

۲-یک کلیپی دیدم که ۹ مورد از خواب نباید ساده ازش گذشت.مثل جاده.مثل افتادن.مثل .... .

و اونجا گفتم خب اینها ک ادم میبینه.ولی اغلب من تو خونه ام... .

خیلی از اون ۹مورد توی خوابهام تکرار نمیشد.ولی هربار تکرار شدن واقعا درگیر همون احساساتی بودم که اون کلیپه گفته بود.

بعد دیشب چند موردشو خواب دیدم.چون فکر‌کرده بودم:-))


و اینگونه است که ن-ل خواب درهم‌میبیند و قلبش روی صدهزار میزند....موقع اون رانندگی....دیوونه کننده بود....خیلی...




تاریخ : یکشنبه 17 دی 1396 | 09:30 | چاپ | نویسنده: ne_ll | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.