ظهر  مقاله میخوندم و مرتب میکردم اینقدر بازی دراورد توی این انگلیسی به فارسی و بالعکس.توی تغییر نام مقالات کپی پیست نمیگرفت و.... اذیت شدم.ناهار سوپ خوردم حالت تهوع گرفتم.میوه خوردم تا یکم اروم بشم.اومدم داستان گوش بدم و بخوابم 2 بار شر-لی بیدارم کرد.3 بار خودم میخاستم از تخت بیفتم بیدار شدم.دست اخر هم شر-لی اومدن و من نخابیدم و نشستیم به حرف زدن و حرف زدیم تا ی رب به 7 و رفتن و من شام گرم کردم بخوریم که یکم سالادفصل(شوری) با غذا خوردم بتونم شام بخورم حداقل... اینقدر سردرد  و حالت تهوع دارم که نمیتونم هیچ کاری بکنم.نمیتونم پشت سیستم بشینم باز..نمیتونم کتاب بخونم...حتی تی وی ببینم..خواببم نمیبره..

کلا حالم از این مدل بداخلاقها و بهونه گیرهاست....

قرص سرماخوردگی خوردم و الان روی تخت نشستم..گوشیمم باتری تموم کرده و شارژر گوشیم دست باباست برای گوشیشون...

کلا حالم درگیره...گفتم تایپ کنم شاید بهترتر بشم...

خابمم نمیاد...ساعت 8 نیست هنوز:(

کار دارم.نمیتونمم انجام بدم....


شما بودین چه میکردین؟

دلم فیلم میخاد..سینما....الان فیلم میخام شدیدا......


به سختی چشمهام بازه...



تاریخ : جمعه 13 بهمن 1396 | 19:41 | چاپ | نویسنده: ne_ll | نظرات (2) (0 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.