X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

+از شاهکارهای دیشبم این بود که من توی اتاق مشغول بودم.اروم رفتم بیرون بترسونمشون دیدم توی پذیرایی نیستن...رفتم دیدم توی اشپزخونه و پشت سینک ایستادن.

رفتم اروم کنارشون و گفتم :پخخخخخخخ
پریدن بالا و منم حسااااابی خندیدم و غلغلکشون دادم.

به قول استاد ششم جا اومد:))

+امروز صبح در اتاقم یک کوچولو باز بود و من اغلب میفهمم کسی پشت در اتاقه و منهم هنوز در حال کش و قوس بودم که خندیدم و گفتم میخاین منو بترسونین؟

مامان میگن:تو از کجااااا میفهمی من پشت در اتاقم؟

میگم:حس ششم.

میگن:بگو موی مادر.

:)))))))))))))))

نقشه های شومشون خنثی شد و نشستن اخبار مطالعه در زمینه هواپیما که چرا سقوط کرده میگن:))))))




تاریخ : سه‌شنبه 1 اسفند 1396 | 10:23 | چاپ | نویسنده: ne_ll | نظرات (1) (0 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.