X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

امروزسمینار شهروند هوشمند بود.منم رفتم با دوست۲

طبق معمول ۵ -۶تا سخنران داشتند و فقط خوبیش این بود که کوتاه و در حد ۱۵-۲۰دقیقه حرف میزدن.

و منی که عادت دارم به جلسات پرشور و هیجان داشتم کلافه میشدم و خوابم میبرد و البته تمام سعیمو میکردم نهایت استفاده ببرم و یادبگیرم.

یک سخنران آ.شریعتی بود استاد و داور بین المللی هنر نقاشی!

ایشون دست و پا ندارند و با این محدودیت جسمانی از نظر ما البته!!! به بهترین شکل به جای خوبی رسیدن:-)

چرا ایشونو ما نمیشناسیم و بولد نیست داخل ایران.من نمیدونم....حداقل من باید میشناختم! ببینین چقدر گم نام هست در علم روانشناسی و موفقیت ک من نمیشناسم...:-(

حیف اینها برای ایران....حیف.....

بعد از ایشون باز سخنران سمینارگونه دیگه‌‌ای.....

که یهویی آ.صفایی...مربی کیک بوکسینگ و دستیار کیروش و کارافرین برتر اومد روی سن و من فوووق العاده شد حالم...

یکی پر انرژی..از اون مدل انرژی دارهای جلسات خودمون.

سلااام پرسور...درگیر کردن مخاطبان و.... اصن عالی بود...

همه دورش جمع شدند بعدش:-)

دوست۱هیجان زده شده بود.بهش میگفتم تمام جلسات  ما اینجوریه:-))


درک نمیکنم دوست۱....

عاشق یکی شده ک نمیخادش....


امروز نزدیک ۲ساعت باهم حرف زدیم بعد سمینار و برام جالب بود که میگفت:

۱-بیشترین فحش برای علاقه ام ب این اقا ازتو شنیدم:-))

۲-برای رفع این علاقه و برکنار کردن این حس و حالم خواستم باتو بیشتر وقت بگذرونم و ازت کمک میخام.



اخه نشسته توی خونه ک پسره بخادش!

میگم بهش که تو باید هدف خودتو دنبال کنی...

اخه به چه امیدی تو رو بخاد؟چون اویزونشی و جلوش کم میاری؟

چرا بهش وابسته ای اینقد؟

تو خودت یک شخص اویزونو میخای؟




کلی حرف زدیم....

امیدوارم حالش خوب بشه...دلم ریش ریش شد وقتی اشکش ریخت...



تاریخ : شنبه 12 اسفند 1396 | 20:36 | چاپ | نویسنده: ne_ll | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.