X
تبلیغات
رایتل

دیشب تا همین یکساعت پیش بین جامعه ای از شغل همسر گرامی گیر افتاده بودم!

یک لوپی بود که بسته نمیشد!!

تازه خودش هم معلوم نبود کجاس:-|


اونوسط امتحان هم داشتم میدادم و قرا بود برم سفر شهر موردبحث و....


یعنی تمااااام اتفاقاتی که دیروز بصورت گذری از ذهنم عبور کرده بود.تمام اتفاقاتی که به رشته تحریر دراومده بود... همه همه همه اینها دیشب در خواب من جولان میدادن و الان منو با سردرد تنها گذاشتن:-)


مثلا دیروز از ذهنم گذشته بود که ماشینم فلان...

توی خواب دقایقی با این ماشین درگیر بودم:-|

ناخوداگاه جدی بگیرید....



تاریخ : دوشنبه 27 فروردین 1397 | 08:17 | چاپ | نویسنده: ne_ll | نظرات (1) (0 لایک)
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.